فصل بيست و چهارم
عصر الكساندر ترالسي
(نيمهٴ دوم سدهٴ ششم)
الف. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ ششم. ب. زمينهٴ ديني. ج. فلسفهٴ ايراني. د. رياضيات بيزانسي و چيني. ه. فنآوري چيني و انتشار آن در شرق و غرب. و. مزرعهداري بيزانسي. ز. جغرافياي بيزانسي. ح. طب بيزانسي، كرهاي و ژاپني. ط. تاريخنويسي بيزانسي، لاتيني، سرياني، ايراني و چيني. ي. لغتنويسي سانسكريتي و چيني، تعليم و تربيت چيني.
الف. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ ششم
1. تا جايي كه به غرب مربوط ميشد، اين عصر يك دورهٴ موقت سير قهقرايي بود، ولي در شرق فعاليت چشمگيري را ميتوان ملاحظه كرد. محققاني كه براي هيچ مدنيتي جز مدنيت غربي ارزشي قايل نيستند، بدين نتيجه ميرسند كه اين عصر بسيار ظلماني بود. ولي اين نتيجهگيري مطلقاً غلط است. اين امر، حتي از اين ديدگاه غربي هم نادرست خواهد بود؛ چون الكساندر ترالسي پزشكي بسيار برجسته و گريگوري يكي از بزرگترين پاپها بود. از اين گذشته، اين دسته از محققان حق دارند در سايه بمانند، ولي حق ندارند درخشش خورشيد را در همهجا انكار كنند.
هنگامي كه اروپا از سرما لرزان بود، چين خويشتن را در آفتاب بامدادي گرم ميكرد. اندكي بعد دوباره اين اوضاع وارونه خواهد شد. در جريان مطالعاتم راجع به ترقي بشريت، اغلب احساس كردهام همه چيز آنچنان اتفاق ميافتد كه گويي نوع بشر كار نوبتي ميكند. ايفاي وظيفهٴ اساسي اين ترقي به همان اندازه سخت است كه دورهٴ آيش گذاشتن زمين بعد از دورهٴ كشت و بهرهبرداري.
2. زمينهٴ ديني. شخصيت ممتاز غرب گريگوري كبير بود، كه ميتوان او را پدر سازمان پاپي قرون وسطي دانست. او مدير بزرگي بود، و سازمان كليساي مسيحي و فعاليتهاي تعليماتي آن